![]() |
![]() |
|
| بيداري اسلامي |
|
اخراج پپ گوارديولاازبارسلونا بخاطراعمال ضدصهیونیستی
دیشب اخبار۲۰:۳۰درخبرهای خود با اشاره به برخی از حرکات این مربی اخراج وی از بارسلونارابه دلیل مخالفت با صهیونیست ها دانست واز دستهای لابی صهونیستی در انتقال وی اربارسونا خبرداد. « |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/02/20ساعت 10:11 توسط سرباز حزب الله |
|
|
شهید بازی کودکان فلسطینی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/01/30ساعت 10:23 توسط سرباز حزب الله |
|
|
بدون شرح...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1390/07/29ساعت 21:5 توسط سرباز حزب الله |
|
|
نگاهی به تاریخچه تبادل اسرای رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی
به گزارش فارس، رژیم صهیونیستی همواره در تاریخ عملیات تبادل اسرا و تحویل جنازههای نظامیان خود مجبور شده که تعداد زیادی از اسرای کشورهای اسلامی را آزاد کند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/07/26ساعت 14:17 توسط سرباز حزب الله |
|
|
كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل (آيپاك)
از ميان 281 سازمان يهودي و 250 اتحاديه منطقه اي ،يكي از مهمترين لابي هاي يهوديان در آمريكا ،"كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل "موسوم به ((آيپاك )) مي باشد كه از دهه 1950ميلادي شروع به فعاليت نموده و از همان بدو تاسيس ،هدف خود را مبارزه براي تصويب قوانيني در جهت حمايت از اسرائيل اعلام كرده است.سازمان آيپاك مادر تمامي سازمان هاي يهودي آمريكا و در واقع بزرگ ترين آنهاست اين سازمان مسوول هماهنگي و برنامه ريزي جهت فعاليت تمامي سازمان هاي يهودي آمريكا و همچنين مسوول اصلي جمع آوري كمك و اعانه براي اسرائيل به شمار مي رود كه با ارتباط تنگاتنگ با بيش از 60 اتحاديه ديگر،مسوول ايجاد كانال هاي جديد براي نفوذ رژيم صهيونيستي نيز مي باشد.بخش هاي مهم اين سازمان عبارتند از:حوزه قانونگذاري ،سياست خارجي ،امور سياسي،بخش ارتباطات،بخش توسعه و گسترش (عضو گيري)و رهبري سياسي،مقر اصلي آيپاك و كاپيتال هيل واشنگتن دي سي مي باشد.آيپاك يك كنفرانس سالانه برگزار مي نمايد و در آن به تعيين خط مشي كلي كميته مي پردازد. فعاليت هاي آيپاك در حمايت از اسرائيل: اهم فعاليت هاي آيپاك در حمايت از اسرائيل را مي توان به شرح ذيل برشمرد: 1.كمك به بقائ اسرائيل با ادعاي تنها كشور دموكراتيك خاور ميانه 2.حمايت از اسرائيل در مقابل تهديدات احتمالي 3.تربيت نسل آينده رهبران حامي و طرفدار اسرائيل 4.آموزش كنگره ايالات متحده در خصوص روابط اسرائيل و آمريكا 5.تقويت اسرائيل از طريق كمك هاي نظامي 6.تشويق سياستمداران آمريكا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروريسم در منطقه 7.توسعه روابط ايالات متحده و اسرائيل 8.حمايت از به رسميت شناخته شدن بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل 9.تلاش براي پايان دادن به انزواي اسرائيل در سازمان ملل 10.حمايت از پروسه صلح خاور ميانه ،با فشار بر دولت آمريكا به نحوي كه منافع اسرائيل را تامين نمايد. لوايحي كه تا كنون با تلاش اين لابي قوي صهيونيستي و به نفع اسرائيل در كنگره به تصويب رسيده است ،به صد مورد بالغ مي شود كه فقط يك مورد آن تصويب سه ميليارد دلار براي امنيت اسرائيل و ايجاد يك سيستم تدافعي توسط اين رژيم در برابر سلاح هاي غير متعارف مي باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1390/07/24ساعت 13:47 توسط سرباز حزب الله |
|
|
علیرضا سطان شاهی دبیرکمیته حمایت ازانقلاب اسلامی مردم فلسطین وسرپرست مرکزمطالعات فلسیطن درباره شکافهای موجوددرسطح جامعه یهودیان ساکن دررژیم اشغالگرقدس گفت:در حال حاضر جمعیت کل یهودیان دنیاحدود 14میلیون نفر است .ازهم اکنون حدود 5میلیون و200هزار نفر یهودی در فلسطین زندگی می کنند که2میلیون نفرآنها متولد این سرزمین هستند و3میلیون و200هزار نفر یهودیانی هستند که در 130سال گذشته قبل از زمان تأسیس این رژیم به فلسطین مهاجرت کرده اند ،حدود800هزار نفر یهودی خارج فلسطین باگذرنامه اسرائیلی زندگی می کنندو8میلیون و800هزارنفریهودی خارج از فلسطین اشغالی هستندکه حاضربه مهاجرت به فلسطین نیستند. از نظر خیلی ازکارشناسان این یک شکست در امر جذب مهاجرت به اسرائیل است وبه عبارت بهتر شکست پروژه صهیونیسم. سرپرست مرکز مطالعات فلسطین ضمن اشاره به افزایش روند مهاجرت معکوس در جامعه اسرائیل از مشکلاتی که سقط جنین برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده،خبر داد وگفت: با توجه به همه آمارهای داده شده مهاجرت معکوس (یعنی تعدادی از یهودیان ساکن رژیم صهیونیستی به کشورهای دیگر مهاجرت می کنند) در فلسطین اشغالی را نیز داریم.در کنار اینها با توجه به تبلیغات گسترده برای جذب مهاجر به اسرائیل و سیاستهای تشویقی برای توالد نسل طبق آمار ارائه شده اززمان تشکیل این رژیم تاکنون حدود 2میلیون سقط جنین صورت گرفته است وهم اکنون انجمن و موسساتی در اسرائیل هستند که برای مبارزه باسقط جنین فعالیت می کنند. این بدین معنی است که عمده ی یهودیان به هیچ عنوان تمایلی به بچه دار شدن ندارند نرخ رشد جمعیت فلسطینی ها 4درصد ونرخ رشد یهودیان1درصد می باشد ازهمین نرخ رشد 1درصدی هم یک تعدادی این چنین ازبین می روند. سلطان شاهی ضمن اشاره به اقوام مختلف تشکیل دهنده جمعیت رژیم اشغالگر قدس به شکاف های فرهنگی دو گروه اشکنازی و سفاردی اشاره کرد و گفت: امروزه مشکل جمعیت یکی از مشکلاتی است که رژیم صهیونیستی وجامعه اسرائیل باآن دست وپنجه نرم می کند در کنار این یکی از شکافهای عمیق این رژیم مربوط به فرهنگ مختلف 102ملیتی است که درحال حاضر درفلسطین اشغالی زندگی می کنند وهر میلت برای خود،فرهنگ ،تمدن ،آداب ورسوم وپیشینه تاریخی مختلفی دارند .مثلاًیهویان ایران یک فرهنگ خاص ایرانی ویک فرهنگ مربوط به قومیت خود دارند .یهودیان اصفهان،یزد،مشهدو... هرکدام انشعابات گوناگونی دارندبازبان وفرهنگ وآداب ورسوم مخصوص خود وهرکدام برای خودانجمن های متفاوتی تشکیل داده اند. بدین ترتیب بیش از 200هزارنفر یهودی ایرانی مقیم رژیم صهیونیستی دارای انجمن های مختلفی هستند که به واگرایی وشکاف بین آنها منجر می گردد.واین مشکل در مورد هر102ملیت موجوددراسرائیل صدق می کند،در کنار این دریک تقسیم بندی قبلی دررژیم اشغالگر قدس یهودیان به دودسته اشکنازی وسفاردی تقسیم شده بودند .اشکنازها یهودیان غرب تباری بودند که از اروپا به آنجا مهاجرت کرده بودند واز منصب ها وطبقات اجتماعی بالاتری برخورداربودند.سفاردیها یهودیان شرق تباری بودند که عمدتاًاز کشورهای جهان سوم مثل شمال آفریقا به فلسطین اشغالی آمده بودندو از لحاظ مرتبه اجتماعی واقتصادی در رتبه پائین تری قرار داشتند. ازسال 1977 که راست ها سرکار آمدند این تقسیم بندی کم کم ازبین رفت بطوری که رئیس جمهور قبل رژیم اشغالگرقدس یک ایرانی واز یهودیان شرق تبار بود.وتا بالاترین مقام این کشور صعود کرده بود. دبیر کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ضمن اشاره به اختلافات فاحش خونی ونژادی در بین یهودیان اشکنازی و سفاردی در مورد افزایش این شکاف ها افزود: از نظر یهودیان، یهودی به فردی اطلاق می شود که خون یهودی داشته باشد بقیه افراد غیر یهودی گوئیم یعنی چهارپایانی در خدمت یهود خوانده می شوند(مراجعه به جنجال اخیر پیرامون لایحه نژادی مصوب کنیست وعقاید خاخامها ضروری است).این را بدین جهت گفتم که از یهودیان شرق تبار روسی ویهودیانی که خزرهستند،همچنین یهودیان سیاه پوست و دیگر نژادها که در اسرائیل وجوددارند ازنظر ویژگیهای نژادی حتی جسمانی به هیچ وجه آنها را هم نژاد خود نمی دانند واز طرفی در حال حاضر اسرائیل با مشکل جمعیت مواجه است بنابراین آنها را می پذیردولو اینکه خون یهودی نداشته باشند و به عنوان گوشت دم توپ استفاده شوند. لذا در اینجا یک شکاف ایجاد می شود ودر یک سطح گسترده باعث اختلاف درتصمیم گیریها ونقطه نظرات در سطح اجتماعی، فرهنگی واقتصادی می گردد. بطور مثال هم اکنون دولت رژیم صهیونیستی تلاش می کند زبان عبری را به عنوان زبان رسمی آن کشور آموزش دهد. در ادامه سلطان شاهی به شکافهای سطوح فرهنگی اشاره کرد و از اختلاف زبانی موجود در جامعه اسرائیل خبر داد و گفت: درحال حاضر در اسرائیل زبانهای عربی ،عبری وانگلیسی مورد استفاده است :این مسئله باعث می شود یک شهروند صهیونیستی هیچ وقت بین خود وجامعه صهیونستی پیوند اصولی احساس نکند بین اعضا پیکره کلی جامعه اسرائیل نیز مسائل این چنینی به وفور مشاهده می شودوباعث شکافهای فرهنگی بین اعضا این جامعه می شود مثلاً یهودیان روس تبار با ویژگیهای شخصیتی ورفتاری که دارند اصالتاً بحرانهای اجتماعی ،اخلاقی زیادی در رژیم صهیونیستی ایجاد کردند فساد و فحشا را در این رژیم زیاد است واز طرفی بحران مواد مخدر وبحران فسادهای اخلاقی طوری است که خاخامهای صهیونیستی از دولت مردان می خواهند یک فکر اساسی برای جلوگیری از آن بکنند وبه تبع آن، گروهها وجنبش های مذهبی هم تبلیغات وسیعی را علیه دولتمردان آغاز میکنند واسباب مزاحمت را برای آنها فراهم می کنند والبته این تبعات سیاسی واقتصادی نیز برای دولت در پی دارد. سرپرست مرکز مطالعات فلسطین تشتت و تعدد احزاب و گروه های سیاسی در پارلمان رژیم اشغالگر قدس را یکی از مشکلات این رژیم خواند و افزود: اهمیت منافع در بین یهودیان تاحدی است که آنها علیه خودشان برای منافع می جنگند لذا در پارلمان رژیم صهیونیستی 120کرسی از احزاب وگروههای مختلف وجوددارد2گرایش کلی راست وچپ در اسرائیل است که هرکدام از این ها خود به احزاب مختلفی تقسیم می شوند وگروههای مختلفی را تحت حمایت خود دارند وگرایش های جدید نیز در دودهه اخیر از سوی گروههای مذهبی واحزاب عرب درپارلمان شکل گرفته است. در حال حاضر از 120عضو موجود در پارلمان رژیم صهیونیستی هیچ وقت بطور مستقل نمی توانند دولت تشکیل دهند درواقع دولت تک حزبی نمی تواند متولی دولت باشد چون احزاب زیاد شده وکرسی ها پخش شده واگر در تشکیل دولت نقش داشته باشند خواهان سهمی در دولت هستند لذا دولتها در حال حاضر ائتلافی است .واین مسئله 100درصد درشکنندگی وتصمیمگیریها واستراتژیها وبرنامه های رژیم صهیونیستی نقش دارد. وی با اشاره به اختلاف نظر در بین دولتمردان و سطوح مردمی جامعه اسرائیل از روند واگرایی در درون و خارج از بدنه این رژیم خبر داد و افزود: در حال حاضر قشر عظیمی از جامعه صهیونیستی دنبال صلح است ولی دولت نتانیاهو علی رغم میل آنها رفتار میکند وسیاستهای خود را دنبال می کند که پشتوانه مردمی ندارد. وفضای همنوایی وهمگرایی را نه تنها نتوانسته در داخل رژیم صهیونیستی بلکه درخارج از این رژیم ایجادکند. همپیمانان این رژیم انگلیس آمریکا،و اکثرکشورهای اروپایی هستند که به نحوی در سیاستها واستراتژیهای رژیم صهیونیستی دست دارند واسرائیل از کمکهای آنها بهره می برد.ودر همه جای دنیا طرفدار رژیم صهیونیستی هستند ولی هم اکنون می بینیم رژیم صهیونیستی کارهایی انجام می دهد که حتی افکار عمومی دنیا را نیز علیه خود تحریک میکند وتاجایی پیش می رود که جامعه خاکستری نظام بین الملل همه مخالف سیاستهای اسرائیل شده اند. و این با خواسته های همپیمانان رژیم صهیونیستی مخالف است و به افزایش سطح اختلاف در خارج از جامعه صهیونیستی منجر میگردد. در کنار اینها مخالف های سطوح مردمی را نیز داریم. مثلا در بحث گیلاد شالیت کل جامعه صهیونیستی به این نتیجه رسیده اند که شالیت باید آزاد شود ولو با تبادل 900 فلسطینی محکوم به عملیاتهای استشهادی علیه این رژیم ولی ناتانیاهو یک تنه در مقابل این خواسته ها ایستاده است و این اختلافات در سطوح داخلی جامعه اسرائیل یک واگرایی را درون این رژیم به وجود آورده است.(هم اکنون زمزمه هایی مبنی برپذیرش این تبادل بوجود آمده است.) سلطان شاهی ضمن اشاره به عدم موفقیت آژانس یهود در جذب مهاجر به اسرائیل افزود: یهودیان زمانی به یک منطقه وسرزمین تعلق خاطر پیدامی کنند که از نظر وضع اقتصادی در خورتوجه باشد یعنی هرجا پول وامنیت باشد آنجا برای برای یهودیان وطن است بخاطر همین است که بیش از 130سال از مهاجرت یهودیان به سرزمینهای اشغالی می گذرد ولی هنوز آژانس یهود موفق نشده که حداقل نصف یهودیان موجود در دنیا را به آنجا بیاورد والآن نزدیک به 9میلیلون یهودی در سرتاسر جهان وجود دارند وهنوز به اسرائیل نیامده اند. در کنار همه اینها اگر هیچ اقدام نظامی علیه رژیم صهیونیستی اتفاق نیفتد اگر انتفاضه سومی شکل نگیرد و هیچ یک از این مخالفت های داخلی و خارجی علیه رژیم صهیونیستی وجود نداشته باشد مشکل جمعیت مشکل اساسی رژیم اشغالگر قدس است. وجود این اختلافات نژادی ، فرهنگی ،طبقاتی و اقتصادی در کنار بحرانهای اخلاقی،اجتماعی ،موادمخدر وفساد وفحشا هم در کنار اینها وجود دارد همه این مسائل اختلافات مذهبی ،نژادی ،فرهنگی واجتماعی ومسائل عدم موفقیت رژیم اشغالگر قدس در مسئله جذب مهاجر به اسرائیل دست به دست هم می دهد وواگرایی را درفلسطین اشغالی تشدید می کند وبنا به گفته مسئولین اسرائیل و گزارشهای منتشر شده از سوی سازمان سیا فروپاشی اسرائیل را حتمی ونزدیک تر می سازد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/05/08ساعت 18:23 توسط سرباز حزب الله |
|
|
«بسمه تعالی» آخرین شلیک اولین پرواز نوشین به حق و به تمام معنا انقلابی بود، انقلابی مبارز؛ نه از انقلابی های گذرا. رفت که همه را به راه بیاورد. خانواده امیدی با تقدیم دو شهید در راه اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی ایران یکی از نمادهای مقاومت اسلامی در جامعه کنونی ما ایران میباشند. در این گفتار سعی شده ،به معرفي یکی از این ستارگان آسمان الهي پرداخته شود تا الگویی برای زن مسلمان ایرانی و هر زن آزاده ای در جهان ارائه گردد. بی شک شهدا راه درازی را که هر سالک الی الله در سالهای طولانی طی میکنند یک شب طی کردند و به لقا الهی نائل آمدند. شهیده نوشین امیدی در اول آذرماه سال 1341 در نهاوند چشم به جهان گشود و در هفتم تیرماه سال 1360 به فیض شهادت نائل آمد.این نوشتار برداشتی است از خاطرات سرکارخانم طیبه ذکایی مادر، و سرکار خانم مهوش امیدی خواهر شهیده نوشین امیدی. طیبه ذکایی:نوشین دختربااستعداد، فعال، مظلوم و ساکتی بود. دبستان و راهنمایی را که به اتمام رساند، رفت دبیرستان. مبارزه اش را از همان جا آغاز کرد. نوشین به حق و به تمام معنا انقلابی بود، انقلابی مبارز؛ نه از انقلابی های گذرا. رفت که همه را به راه بیاورد تا مثل خودش راهرو معصومین باشند، مبارز باشند و در مقابل دشمنان اسلام وضد انقلاب بجنگند. وی این راه را در پرتو مطالعه کتابهای مذهبی ، شرکت در جلسات تفسیر قرآن و نهج البلاغه پیمود . با عمل كردن به آیات ، روایات، سیره معصومین و ائمه اطهار (ع) سیر تهذیب را به سرعت سپری نمود ؛ تحت تعلیم کلاسهای بحث شهید مطهری و به گفته برخی از دوستانش شهید بهشتی، بنیه علمی خویش را تقویت نمود و با الهام گرفتن از شخصیت مبارزین انقلابی بخصوص برادرش، سردار شهید حاج محسن امیدی، رئیس ستاد لشکر انصار، مبارزه را از اواخر دوران راهنمایی آغاز نمود و تا شهادتش ادامه داد. الگو بود برای همکلاسی هایش، برای همه . بعد از انقلاب که خیلی ها برگشتند و انقلابی شدند، نوشین برایشان الگو شد. همه کاری می کرد،تاهمه را به راه آورد. برای ما هم الگو بود. واقعاً برای خود من هم الگو بود.در فامیل مثل نوشین نداشتیم. عده ای هم بودند مثل منافقین و گروهک های دیگر که با او مخالف بودند. مهوش امیدی:من با نوشین سیزده سال اختلاف سنی داشتم و معاون دبیرستانی بودم که نوشین در آنجا تحصیل میکرد. نوشین فعالیت های زیادی داشت. به طور کلی میتوان فعالیت های نوشین را به سه دسته تقسیم کرد: فعالیت های مذهبی، سیاسی و اجتماعی. نوشین به همراه چند تن از دوستانش در بسيج خواهران سپاه نهاوند، کمیته امدادامام خميني(ره) و بهزیستی اين شهرستان فعالیت میکرد. بیشتر اطلاعات فعالیتهای اجتماعی نوشین را هم دوستانش برای ما نقل کردهاند.بیشتر به سرکشی و کمک رسانی به خانواده های بی بضاعت میپرداختند. همچنین به امور زندگی خانواده های شهدا و رزمندگان رسیدگی میکردند؛ حتی به درس و مشق فرزندان آنها. مادر:نوشین خیلی منظم بود. از خانواده هایی که تحت پوشش داشتند پرونده هایی تهیه کرده بود و اطلاعات آنها را ضبط میکرد. به این وسیله میدانست که کی و کجا باید بروند و سرکشی کنند . همین طور بی نظم و بدون برنامه به سرکشی خانواده ها نمیرفتند. رسیدگی به محرومان برای نوشین زمستان و تابستان نداشت. همه اوقات به آنها سرکشی میکرد. حتی به خانواده هایی کمک میکردند که بضاعت گرفتن کارگر برای برداشت محصول گندم خود را نداشتند. نوشین به همراه برادرش حاج محسن با زبان روزه به کمک آنها میرفت و شب که میآمد دستهای لطیف زنانه اش زخمی بود.کمک به خلق را وظیفه خود میدانست . بیشتر روزها را روزه میگرفت. خواب و خوراکش به قدر ضرورت بود. یعنی به اندازهای بود که توان فعالیت داشته باشد. خیلی ساده پوش بود. با اینکه لوازم آسایش و رفاه برایش فراهم بود؛ اما او چیزی برای خودش نمی خواست. آن را برای دیگران میخواست و به خانواده های تحت پوشش میداد. تقوا را در حدی رعایت میکرد که وقت خواب از رختخواب مناسب استفاده نمیکرد. وقتی مادرم و دیگران اعتراض میکردند، میگفت: "خانواده هایی که به آنها سر میزنم، به جز چادر شب چیزی ندارند؛ چیزی که حتی ریز پاهایشان پهن کنند. تنوری در وسط اتاق دارند و درآن هیزم میریزند و گرم میشوند و روی زمین میخوابند و چادر شبی که رویشان میکشند. شما توقع دارید من چطور الآن راحت در رختخواب بخوابم. تازه من روی فرش میخوابم و درد آنها را حس نمیکنم. اگر من در رختخواب بخوابم، حرفم درآنها تأثیر ندارد که بگویم عیب ندارد شما اینجور زندگی میکنید. به خدا فکر کنید به قیامت فکرکنید. چطور کلام من روی آنها تأثیر بگذارد." تا این حد سعی میکرد نفسش را تربیت کند. دختران جوان معمولاً به زر و زیور علاقه دارند. یکبار مادرم برای او هدیه ای خرید که سه النگوی طلا بود. نوشین آنها را دستش کرد و در حین اینکه آنها را نگاه میکرد، از پدر و مادرم اجازه گرفت تا آنها را بفروشد یا عوض کند. میگفت: "جاهایی که من میروم نمی توانم با این چیزها بروم حتی نمي توانم به خودم اجازه بدهم آنها را در خانه داشته باشم." معتقد بود که داشتن این چیزها نمیگذارد حرفش روی دیگران تأثیربگذارد. در مورد اعتقاداتش بسیار قاطع بود و باادب از آنها دفاع میکرد. کسی نمیتوانست به نوشین بگوید که اعتقاداتش اشتباه است؛ مگربا آوردن دلایلی از قرآن، نهج البلاغه و احادیث ائمه اطهار که بتواند نوشین را قانع کند و نوشین آن را بپذیرد. در این مباحث اختلاف سنی برایش مهم نبود. با رعایت کمال احترام و ادب حرف خودش را میزد. در مورد مسئله حجاب خیلی مقید بود. یکی از دوستانش تعریف میکرد در تمرین تیراندازی میدان تیر که برای آمادگی اعزام به جبهه رفته بودند، خانمی ماری را میبیند و فریاد بلندی میکشد. نوشین از او علت را جویا میشود. او میگوید مار دیدم و ترسیدم و فریاد زدم. نوشین میگوید: "اگر آن مار نیشت میزد بهتر بود تا صدایت را این همه نامحرم بشنوند. اگر هم الآن این حرفها را بزنی خيلي ها مسخره ات میکنند"؛ ولی شهدا اینقدر به تزکیه و تهذیب نفس و اجرای قواعد اسلامی پایبند بودند. در عین رعایت حجاب و حفظ حریم در فعالیتهای اجتماعی شرکت میکرد. معتقد بود حجاب برای خانم مصونیت است نه محدودیت. حجاب را مانند صدفی میدانست که از گوهر وجودی زن محافظت میکند. خوشحال میشد اگر یک خانم حجابش را رعایت میکرد. معتقد بود "خانمها باید همه جا پا به پای آقایان فعالیت کنند و حضور مؤثر داشته باشند، اما با رعایت خط قرمزهای اسلام." در مورد جبهه هم همینطور بود. میگفت: "در صدر اسلام هم خانم ها در جنگ ها شرکت میکردند و مجروحین را مداوا میکردند. ما هم با رعایت موازین اسلامی میتوانیم این نقش ها را ایفا کنیم." در بعد سیاسی نوشین کلاً مطیع رهبر و ولایت فقیه بود. یعنی اصلاً امکان نداشت تخلف کند. میگفت: "وقتی رهبری دستور میدهد ما باید بدون چون و چرا اطاعت کنیم چون ولایت دارد. امام ولی فقیه است." در کلاسهای مذهبی، نهج البلاغه، اخلاق و... که شرکت میکرد، اول در خودش مسائل مذهبی را پیاده میکرد. در گفتارش، رفتارش، عملش و حتی در روابطش. هرکس که با نوشین ارتباط داشت، این را میفهمید. نوشین مطالعات زیادی داشت و چون کار خدمات اجتماعی را انجام میداد، زمان مطالعاتش از ساعت دوازده شب به بعد بود. ابتدا درسهایش را مرور میکرد و سپس به مطالعه کتابهای مذهبی مثل کتابهای استاد مطهری میپرداخت. خیلی از نظر علمی پر بود. در پرتو همین مطالعات و آگاهی ها بود که در جلسات بحث و گفتگوی آزاد که همه گروهها شرکت میکردند، شرکت میکرد. گروه های فدایی، راه کارگر، حزب توده، مجاهدین خلق و... خوب یکی از این گروه ها هم حزبالله بود که نوشین به نمایندگی از حزب الله در این جلسات حاضر میشد. با همه بحث میکرد. خسته هم نمیشد. چیزهایی را که داشت همه استفاده میکردند. در بحث هایش به احادیث ائمه اطهار، قرآن، نهج البلاغه و کتابهای شهید مطهری استناد میکرد. غالباً در اثر این نشست ها صدایش گرفته بود. خوب خاطرم هست که یک روز در یکی از دبیرستانها بین حزب الله و دیگر گروهها بحث بالا گرفت. نزدیک ظهر بود که یکی از بچه ها آمد و گفت خانم امیدی برای این بحث به نوشین احتیاج داریم. چون ما به اندازه نوشین مطالعه نداریم. باید بیاید آنجا پاسخ بدهد. اگر نیاید ما در بحث شکست میخوریم. گفتم: "نوشین تازه سرکلاس رفته و حالا هم کلاس ریاضی دارد." گفت: "نمیدانم بهتر است بیاید." اجازه نوشین را گرفتم و او به آنجا رفت. مدت زیادی را به بحث با آنها پرداخت. در پاسخ به سؤالات به قدری خوب استناد کرد که مربی طرف مقابل دستش را بالا گرفت و گفت: "من دیگر صحبتی ندارم و تسلیم هستم بود. فردای آن روز وقتی نوشین را دیدم صدایش گرفته بود. دوستانش حسابی از جلسه ای که داشتند، تعریف میکردند و راضی بودند. نوشین در تمام بحث های آزاد جانب ادب را رعایت میکرد. هیچگاه با بیاحترامی سخن نمیگفت. البته گروه های مختلف هم سایه اش را با تیر میزدند. به او بدبین بودند و حتی او را اذیت میکردند. البته آن زمان همه جای کشور این حالت را داشت. جنگ که شروع شد چند بار به جبهه رفت. اولين جايي هم كه رفت سر پل ذهاب بود. چند روز آنجا بود و زود برگشت. برای آمادگی در جبهه آموزش های خاصی داشتند. سرانجام در یکی از همین تمرین ها به شهادت رسید. قبل از اینکه جهت آموزش های نظامی به سرپل ذهاب برود به من گفت: "میدانی چه آرزویی دارم؟" گفتم: "نه" گفت: " آرزویم این است که خدا مرا بپذیرد و شهادت را روزیم کند. نه این که هدف شهادت باشد، نه. هدف فعالیت در راه اسلام است اما مزد آن شهادت است که آن را از خدا میخواهم. قبل از شهادتش هم گفت: "اگر من شهید شدم نمیخواهم برای من مهمانی بدهید. مهمانان من همان هایی هستند که به آنها سر میزدم. اگر خواستید برای من احسان کنید، اگر در منزل به اندازه کافی جا بود، آنها را دعوت کنید. اگر جا نبود، احسان را به آنها بدهید. دوستان من را فراموش نکنید. باور کنید پس از شهادتش چیزی که دغدغه و فکر همه ما بود همین بود که اين خواسته نوشین را عملی کنیم،و همین اتفاق هم افتاد. نوشین به همراه حدود سیصد نفر از بسیجی ها جهت آمادگی برای اعزام به جبهه و آخرین تمرین تیر اندازی به سراب گیان نهاوند رفت. به محل تمرین میرسند. پس از انجام تمرینات خاص به علت عدم دید مناسب جهت تیراندازی، دستور داده میشود که همه به حالت سینه خیز روی زمین دراز بکشند. یکی از خانمها که در ارتفاع بالاتری از نوشین قرار داشت، تعادل خود را از دست میدهد . در حال پرت شدن به پرتگاه بود که فریاد میزند: "خواهر امیدی من دارم می افتم." نوشین دستهایش را باز میکند و او به روی دستهای نوشین میافتد. ناگهان تیری از اسلحه مربی شلیک می شود،تیر کمانه میکند و برمیگردد و صدمتر آن طرف تر به سر نوشین که به زمین خورده بود، اصابت میکند. نوشین همزمان با اذان ظهر هفتم تیرماه سال 1360در حالی که روزه بود دعوت حق را لبیک می گوید و به آرزوی همیشگیاش یعنی شهادت نائل میگردد. کلام آخر و مهوش امیدی دبیرستانی که نوشین در آن تحصیل میکرد، ظفر نام داشت.بعد از انقلاب با نام یکی از شهدای مجاهد انقلاب به دبیرستان محبوبه متحدین تغییر نام داد. و بعداز شهادت نوشین، دبیرستان شهید نوشین امیدی نام گرفت. نوشین یک سال پیش از شهادتش یعنی سال 1359 با یکی از دبیرهای دبیرستان صحبت میکند و پیشنهاد میدهد اسم دبیرستان را به نام یکی از شهدای جدید تغییرنام دهند. دبیر به شوخی به وی میگوید: "إن شاءالله خودت شهید بشوی نام تو را روی دبیرستان بگذاریم" و دقیقاً یک سال بعد نوشین شهید میشود و نام او را روی دبیرستان میگذارند. چند سال بعد به احترام همه شهدای آنجا،آن دبیرستان "امید" نام گرفت. هم اکنون به یاد این شهید زنِ مسلمانِ ایرانیِ مبارز، نام دبستان و چند مکان دیگر در نهاوند را نوشین امیدی نام نهادند تا نام او به عنوان الگوی زن مسلمان ایرانی همیشه در خاطرهها باقی بماند. یادش گرامی راهش مستدام و روحش آرام باد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1390/04/30ساعت 18:58 توسط سرباز حزب الله |
|
|
نقض
حقوق بشر در روزهای اخیر دربحرین تا جایی پیش رفته است که شاهد کشته شدن
شمار زیادی ازکودکان وزنان بی دفاع بوده ایم واین درحالی است که رسانه های
غربی،سازمانهای بین المللی حامی حقوق بشر،اتحادیه اروپا و آمریکا مهر سکوتی
براین مسئله زده اند.
نگاهی
گذرا به روندحمایت از حقوق بشر توسط این نهادها،سازمانها و دولتها نشان می
دهد که تمسک به حقوق بشر از منظر این افراد چیزی جز تحکیم قدرت،حفظ و
گسترش منافعشان نخواهد بود. این در حالی است که فروردین ماه امسال به بهانه
نقض حقوق بشر در ایران اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم علیه ایران، مسافرت
ومسدود کردن دارایی های برخی از مسئولین ایران را در دستور کارخود
قراردارد.
اوج کینه توزی نظام سلطه علیه ایران را می توان در سخنان اخیر بلر نخست وزیر اسبق انگلیس در گفتگو با لحاران ران یافت که با اذعان به الگوگیری مردم منطقه از انقلاب ایران گفت: «تردید نیست که ایران تلاش می کنند از تحولات مردمی در منطقه به نفع خود استفاده کند و ما همچنان معتقدیم تغییر نظام ایران یکی از تنها چیزهایی است که مارا نسبت به آینده خوش بین می کند و این کشتار و نسل کشی در بحرین تا اجرایی شدن اهداف نظام سلطه دراین کشور همچنان مسکوت خواهد ماند.» با کنار هم گذاشتن تکه هایی از یک پازل درسطح بین المللی چنین می توان دریافت که حمایت از حقوق بشر و مبارزه برای نقض حقوق بشر حربه ای جز برای مقابله با دیدگاههای ضداستعماری نخواهد بود که در راس آن الگویی شدن نظام اسلامی وگفتمان انقلاب اسلامی ایران است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1390/03/01ساعت 11:11 توسط سرباز حزب الله |
|
|
آبشخورنکبت کجاست؟
وقتی برگه های تاریخ را کنارمیزنی،چشم هایت شادی ها،غمها،اشغالها،جنگها،صلح هاو...راشاهد خواهدبود که درطول تاریخ بشررقم خورده است وماندگارمانده است واین ماندگاری گاهی زمینی است وگاهی آسمانی،گاهی سپیداست به سپیدی قلب کودکان معصوم وگاهی سیاه است به سیاهی قلب اهریمنان. چشمانم صفحات تاریخ رامی کاود ودربرگ برگ تقویم به روز نکبت می رسد؛روزنکبت. اگربخواهی بدانی نکبت چه روزی است باید برگه های تاریخ رابه وسعت تاریخ بنی اسرائیل ورق بزنی،بکاوی وتحلیل کنی،مهره های شطرنج تاریخی این قوم راکنارهم بگذاری تابدانی آبشخورنکبت کجاست؟شاهدچشمان ما درتاریخ ضرب المثل "ایرادهای بنی اسرائیلی"است. چشمانم گام به گام بامقطعی ازتاریخ فلسطین قدم برمی دارد،تاریخ راجستجو می کند تامهمترین وقایع تاریخ راکنارهم بگذارد وبه روز نکبت برسد. اگربخواهیم درمورد جنبش صهیونیسم و ماجرای تشکیل اسرائیل یعنی روزنکبت بدانیم ،می توان گفت،اولین جرقه های تشکیل دولت یهودبه سالهای 1437تا1508باظهور" آبرابانل" برمی گردد.آنجاکه وی حواشی مفصلی به عهد عتیق نوشت که مضامین جدی "سیاسی" داشت.موضوع اصلی اندیشه های مسیحایی راظهورقریب الوقوع "مسیح "وتاسیس"دولت جهانی یهود"پیش بینی کرد.گفتنی است پسراو"لئوبرئو(جودا)" پدررنسانس ایتالیاست.درگذری بروقایع مهم تاریخ درسال1723 دکتراندرسن باکمک تئوفیل دزاگولیه قانون اساسی فراماسونری را نوشت ودرسال1789انقلاب فرانسه پیروزشد.نقطه عطف درتشکیل صهیونیسم سیاسی وتوطئه تشکیل دولت یهود به سال1875برمی گرددیعنی سالی که "بنیامین دیزرائیلی "وزیر امورخارجه انگلستان مبلغ"4میلیون لیره استرلینگ" درمقابل ایجادمملکت یهود دراورشلیم(فلسطین)از"ادموند جیمزروچلید"(1881-1901شاخه فرانسه)وام گرفت وکانال سوئز را خریداری کرد.
ودرست یک سال بعد ازسال1883تا1899روچیلد مبلغ" 1 میلیون و600هزارهزار لیره استرلینگ" هزینه کرد تا1900نفریهودی ازروسیه به فلسطین مهاجرت کنند.
سال1895کتاب" دولت یهود "توسط تئودور هرتصل پدرجنبش صهیونیسم به چاپ رسید وابزار هنر درعرصه انتقال اندیشه های سیاسی صهیونیسم بکارگرفته شدتازمینه سازی جهت تشکیل دولت یهودرسانه ای گردد..قابل ذکراست این کتاب بیان مظلومیت سربازی یهودی به نام "دریفوس" است که مورد ظلم وستم قرارگرفته است.سال1897برنامه 100سال صهیونیسم برای تسلط برجهان تحت عنوان"پروتکل های دانشوران صهیون"درروسیه کشف شدوهمان سال اولین گنگره جهانی صهیونیسم درشهربال سوئیس به رهبری هرتصل تشکیل شد دراین کنفرانس اسم فلسطین به ارض اسرائیل مبدل شد،پرچم صهیون مشخص شد،شعارملی یهود تعیین شدوشرکت یهودی مسئول خریدزمین درفلسطین شد.هرتصل دراین کنفرانس گفت:به شماقول می دهم که الان کشورخودمان راتشکیل دادیم شاید الان بخندید،5سال دیگر بخندید،50سال دیگر می بینید که آن را تشکیل دادیم.کنفرانس بال سوئیس با2هدف شکل گرفت:1-براندازی کلیه دولتهای مخالف صهیونیسم درجهان2- تشکیل اسرائیل درلولای سه قاره.
درسالهای 1914تا1918جنگ جهانی اول به مدت4سال رخ دادکه نتیجه آن پیروزی متفقین وتقسیم امپراطوری عثمانی بودوقیومیت فلسطین به انگلستان سپرده شد. درسال1916 قرارداد سایس- پیکو بسته شد وامپراطوری روسیه آن را امضاءکرد،که شامل توطئه استعماری متفقین درمورد تقسیم بلاد عرب بین انگلستان وفرانسه بود. این قرارداد بوسیله مارک سایکس(نماینده انگلستان)وژرژپیکو (نماینده فرانسه)منعقدشد.بلادعرب که از دولت عثمانی جدا شده بود بین دوودلت فرانسه وانگلیس تقسیم گردیدونقشه به گونه ای تنظیم شده بود که نگذارند این منطقه تحت سلطه یک قدرت درآید. سال1917اعلامیه بالفور در2نوامبر منتشر شدکه طی آن بالفوربه روچیلد نوشت:«لرد روچیلد عزیزم براستی خوشوقت ومسرورم که بنام دولت شاهنشاهی انگلستان وکمال صراحت وعده ذیل را به شما ابلاغ نمایم این وعده لطف به درخواست جمعیت یهودی صهیونیسم است که به این وزارتخانه رسیدوبا آن موافقت شده است دولت انگلیس توجه وعنایت مخصوص به تشکیل وطن ملی یهودیان درفلسطین داشته درآینده نزدیکی نهایت سعی وکوشش و درراه رسیدن به این هدف وتسهیل وسائل آن مبذول خواهد داشت ونیز این موضوع به طور روشن بایدمعلوم باشد که دراین راه نباید عملی صورت گیردکه به حقوق اجتماعی ومذهبی مردم غیر یهودی فلسطین حقوق وامتیازات سیاسی مردم یهودی درسایرممالک ضروری واردآید. 1939آرگون وشتیرن دوشاخه نظامی صهیونیسم وارد فلسطین شد.درسال1946شاهد تشکیل سازمان ملل متحد هستیم ویک سال بعد درسال1947قیومیت فلسطین از انگلستان به سازمان ملل متحد منتقل شد.سال1948شاهد کشتار انسانی زنان کودکان وساکنان دیر یاسین توسط نیروهای یهودی هستیم.وسرانجام در15ماه مه سال1948 پایان قیومیت سازمان ملل اعلام شد وفلسطین به دوبخش عربی ویهودی تقسیم شدواین روز" نکبت" نام گرفت. باگشت وگذاری درتاریخ می توان دریافت عده ای ازیهودیان سیاسی تحت عنوان صهیونیستها با همکاری استعمارگران وامپریالیسم به فکر ایجاد یک کشور مستقلی برای یهودیان افتادند .ودراین بین دولت انگلستان ازاین فکر استفاده کرد وبا همدستی با یهودیان مشکلات اقتصادی خود را حل کرد.در ابتدا قراربود یهودیان به اوگاندا ،طرابلس مرکز کشور لیبی مهاجرت کنند که درزیر به برخی از مناطق پیشنهاد شده اشاره می کنیم. درسال1652کمپانی هند غربی "کوراساااو"برای یهودیان خریداری کرد.درسال1799ناپلئون فلسطین راپیشنهاد کردوروزنامه رسمی فرانسه در20آوریل 1799طی چاپ اعلامیه ای از یهودیان خواسته بود به ارتش فرانسه درمصر ملحق شده وبه اتفاق آنها وارد اورشلیم شوند. درسال1848تا1840انگلستان وفرانسه مسئله یهودیان تحت عنوان مسئله شرق مطرح شدودر کنفرانس پنج جانبه قدرتهای بزرگ اروپا درسال1840مسئله تولد دوباره ملت یهود مطرح گردید. روزنامه تایمز1840نوشت:«پیشنهاد استقرار مجدد یهودیان درسرزمین آباء واجدادی آنها تحت حمایت پنج قدرت بزرگ اروپا دیگریک مسئله ذهنی وتخیلی نیست بلکه مسئله ای است از نظر سیاسی درخور اعتناء. سال1897م عده ای آمریکا را اورشلیم یا ارض موعود معرفی کردند.درسال1885درکنفرانس سراسری یهودیت اعلام شد:«ماانتظار بازگشت به فلسطین رانداریم،اشتوگارت(شهری در آلمان)اورشلیم ماست.» سال18095آرژانتین وسال1902عراق وبین النهرین ارض موعود خوانده شد. دراین سیرنقاط مختلفی ازجهان را شاهدیم که طی مراحل مختلف عده قلیلی از یهودیان به آنجا مهاجرت کردند اماسرانجام استعمارگران وبورژوازی یهود به سرکردگی ادموند روچیلدوهمیاری تئودورهرتصل فلسطین را سرزمین موعودمعرفی کردند ویهودیان زیادی را ازسراسرجهان به آنجا کوچاندن واسرائیل تشکیل شد.برای تشکیل اسرائیل 2مرحله درنظر گرفته شد. مرحله اول زمینه سازی وبستر سازی فرهنگی برای انتقال یهودیان به فلسطین مانند چاپ رمان وکتابهای مختلف ایجاد جنبش های یهودی مانند عشاق صهیون واستفاده از رسانه ها برای تبلیغات همه گیر دراین زمینه .درسال1864خاخام هاشورون ازخاخام های شهرپراگ گفت:«اگرطلا اولین ابزار سلطه مابرجهان باشد رسانه دومین ابزار ماخواهد بود.» مرحله دوم انجمن ها وجمعیت های مختلف درامریکا ،انگلیس وفرانسه تشکیل شد جهت شناسایی سرزمین مناسب برای تشکیل دولت یهود.مثل انجمن صندوق پژوهش درسال1865م. واما توطئه اشغال فلسطین؛درزمان سلطان عبدالحمید،هرتصل با وعده پرداخت تمام قرضهای دولت عثمانی خواستار خرید زمین درفلسطین شد. سلطان عبدالحمید وعده های انگلستان را رد کردوگفت حاضرنیست که حتی وجبی از خاک فلسطین را به آنهادهدوزمانی که احساس خطر کرد قوانین مخصوصی جهت جلوگیری ازمهاجرت یهودیان به فلسطین وضع نمود مانند اینکه:هیچ یهودی حق نداشت درشهرقدس تملک داشته باشدوبیشتر از یک ماه زندگی کند.اجازه مسافرت یهودیان به قدس داده می شداما مهاجرت نه.درسال1909سلطان عبدالحمید ازپادشاهی عثمانی خلع شد. فلسطین پس از جنگ جهانی اول به قیومیت انگلستان در آمد بریتانیا حکومت نظامی درفلسطین تشکیل دادوانگلستان درسال1917طی اعلامیه ای که به" وعده بالفور" مشهور است به صهیونیست ها اجازه دادند که درارض فلسطین،"کانون ملی یهود" ایجاد کنند ازاین پس اشغالگران انگلیسی با وضع انواع واقسام قوانین شرایط رابرای اشغال زمین ها ،ساختمانها وباغات فلسطین توسط یهودیان فراهم کردند. آن دسته قلیل که زمینهای خود را فروختند (کمتر از یک درصد)،اکثراًباطیب خاطرکه در شرایط به وجود آمده از قوانین انگلیس درمورد کشاورزان فلسطینی بود که مجبور به فروش زمین های خود می شدند.بطور مثال دولت انگلستان،مقدارمالیتهاراافزایش می داد وهمزمان از صدور حبوبات وزیتون که عمده محصول کشاورزی فلسطین بود جلوگیری می کردودر نتیجه کشاورزان از عهده مخارج ومالیاتها برنمی آمدند وبه ناچار ملک خود را به معرض فروش می گذاشتند. پس از مدتی مشاهده شد که یهودیان ،فلسطینیان را به فروش زمینهایشان ترغیب می کنند وبا ایجاد شرایط سخت،آنها را درفشار قرار می دهند.آنگاه علمای فلسطینی فتاوایی شرعی مبنی برحرام بودن فروش زمین به یهودیان،مباح بودن خون کسی که به این عمل دست زند ویا واسطه فروش باشد،صادر کردند.ازدواج وخریدوفروش با اوحرام است ودفنش درقبرستان مسلمانان جایز نیست.درهرحال جمع ارقام زمین های واگذار شده به صهیونیستها با احتساب زمین هایی که ازقبل دراختیار یهودیان بوده درزمان سلطه انگلیس تقریباً2هزارکیلومترمربع است که درمقایسه با27هزار کیلومتر مربع مساحت فلسطین،فقط6.6درصداست که از این درصد هم چیزی حدود یک سوم آن از طریق خرید به صهیونیستها رسیده است ومابقی با مساعدت انگلیس دراختیارآنها گذاشته شده است .این بدان معنی است که تنها چیزی حدود3درصد درزمینهای فلسطین به صهیونیستها فروخته شده است وتابه حال تمام اراضی فلسطین با کشتار ووحشی گری غضب شده است.صهیونیستها با ایجاد چنین شبهاتی همواره درصددندآتش مبارزه وخشم مسلمین وافکار عمومی را علیه خود آرام کنند وعلاوه بران وجهه حقانیت نیز به جنایات خود بدهند. گفتنی است ،اززمان قبل از تشکیل اسرائیل قیامها ومبارزات متعددی مانند قیام براق درسرزمین فلسطین شکل گرفت وتلاش های متعددی از سوی کشورهای عربی برای بازپس گیری فلسطین از یهودیان درقالب 34 سال جنگ های پی درپی صورت گرفت.که حاصل آن شکست کشورهای عربی واشغال بیشتر اراضی فلسطین بود. با خاموش شدن جنگهای کشورهای عربی به تعصی از انقلاب اسلامی ایران از سال1987 موج جدیدی ازمبارزات مردمی به نام انتفاضه سنگ،مقاومتهای مردمی درفلسطین رقم زده شد ودرسال2000انتفاضه دوم بانام الاقصی شکل گرفت.نتیجه 2دوره انتفاضه روی کارآمدن دولت مردمی حماس دراوایل سال2006 با اتکاءبه آرای فلسطینیان ساکن درکرانه باختری ونوار غزه بود که این مبارزات همچنان ادامه دارد. بنیامین دیزرائیلی درکتاب داستان کوتاهی درسال1844منتشر کردنوشت:«دنیابه دست شخصیتهایی اداره می شود که پشت پرده دست اندرکارندوهمه این شخصیت ها صهیونیست هستند.» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1390/02/28ساعت 10:48 توسط سرباز حزب الله |
|
|
چگونه اسلام را درهم کوبیم نقشه استعمارگران که در قرن18م به صورت دستورالعمل به عمال این کشور ابلاغ شده بود حاکی از آن است،که این کشور پروژه ای طولانی مدت رابرای ازبین بردن اسلام ناب محمدی(ص)دردستورکارخودقرارداده است.مستر همفر جاسوس انگلیس درخاطرات خودازآن پرده برمی دارد. مستر همفر به نقل از کتاب اهدایی دبیرکار وزارت مستعمرات به خود می نویسد: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/02/27ساعت 11:12 توسط سرباز حزب الله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ققنوس ، نگرشی نو به مقاومت و بیداری اسلامی در جهان اسلام است.
همگان می دانند که بیداری و مقاومت از ارکان اساسی نبرد آخر دربحث آخرالزمان و تقابل جهان اسلام با صهیونیسم جهانی خواهد بود. این وبلاگ ،گامی ناچیز در جهت تحقق آرمان رسیدن به قدس شریف ، قلب جهان اسلام خواهدبود. ان شا’الله واگر پرسیدندراه قدس ازکجاست ؟ بگویید هر کجا که خون لاله رویی ، در عشق حسین می جوشد، قلب زمان را به تپش وا می دارد، نام حسین را زمزمه می کند و راهش را ادامه می دهد که این راه همچنان ادامه دارد... ققنوس نماد جاودانگي است.اشك ققنوس زخم را درمان مي كند وصداي دلنشيني دارد. دراين وبلاگ ققنوس نماد شهيداست كه آتش سوزان عشق الهي وجودش را شعله ور مي كند درعشق الهي ميسوزد،آتش ميگيرد،جهاني را شعله ور مي سازد و جاودان ميگرددوشهداي انتفاضه هريك ققنوسي هستند كه با آتش گرفتن وجودشان شعله هاي شهادت طلبي را درجهان اسلام فروزان ترمي كند.هركس مي خواهد مارابشناسد داستان كربلا را بخواند. |
| نویسندگان |
|
سرباز حزب الله سرباز حزب الله |
|
RSS
|